دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان ناگفته استاز حرکات ناکردهاعتراف به عشق های نهانو شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته استحقیقت تو و من
٭٭٭برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنمکه چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم
٭٭٭
گاه آنکه ما را به حقیقت می رساندخود از آن عاریستزیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد٭٭٭از بخت یاری ماست شاید که آنچه که می خواهیمیا به دست نمی آیدیا از دست می گریزد
پ.ن: برای مدتی سکوت را تجربه خواهم کرد.
برچسب:
نویسنده: مهراد مقدم
تاريخ: چهارشنبه
20 دی
1396 ساعت: 14:37